با درود و سلام. برای نوشتن مطلب در مورد اتفاقاتی که در موسیقی کشور رخ داده، سعی کردم چیزی ننویسم و با هم بگوییم این نیز بگذرد، ولی راستش را بخواهید امروز دیگر طاقت نیاوردم. لازم دانستم چند خطی بنویسم تا کمی سبک شوم!

دیروز به بهشت زهرا رفته بودم برای دیدار با درگذشتگان فامیل!. همزمان با برگشت ما مراسم به خاک سپاری استاد منوچهر نوذری در بهشت زهرا برگزار می شود. ای کاش وقتی ما هم مردیم، جمعیتی این چنین برای ما بیاید!. خوش به حال آقای نوذری که مردم ما تا این اندازه دوستش داشتند و خود نمی دانست. بیشتر از یک ساعت طول کشید تا از محدوده قطعه هنرمندان بگذریم! یک پوستر دیدم که بر روی آن نوشته بود:

کاش، یکی بود، یکی نبود، اول قصه ها نبود...

و اما در مورد خبرهایی که در رابطه با کنسرت اساتید بر روی سایت ها و خبرگزاری ها آمده است. لازم می دانم یک نکته بسیار مهم، که از چند روز پیش تا حالا بدجوری روی اعصابم راه می رود را بگویم تا خلاص شوم. در خبری آمده بود که آقای علیزاده در شب آخر کنسرت تکنوازی اش را در آواز ابوعطا اجرا کردند! این خبر توسط مهمترین و معتبرترین مرکز موسیقی کشور منتشر شده است. دوست عزیز خبرنگار! چیزی که شنیدید ابوعطا نبود... نوا بود... نوا... . دوستان عزیز اگر از دستگاه های موسیقی اطلاعی ندارید، لطفا سوال کنید. این مطلب شاید زیاد مهم نباشد، ولی چیزی که به ما می گوید این است که... بگذریم...

شاید برای این کنسرت مطلبی، تحلیلی نوشتم. نمی دانم. آخر آنچه در خبرها می خواندم واقعا عجیب بود. این که علیزاده این چنین بود، کلهر آن چنان بود، شجریان...

و در مورد بلیت این کنسرت و فستیوال موزارت. ما دیگر بلیت فروشی برای تالار وحدت نداریم و قصد چنین کاری را نیز نداشته و نخواهیم داشت. همان چند ماهی که این کار را انجام دادیم و در پایان هم به ما گفتند می خواستید نکنید برای ما بس است. بلیت فروشی کنسرت گروه عارف را داشتیم چون کنسرت خصوصی بود و به بهترین شکل ممکن برگزار شد. نه بازار سیاهی بود و نه چیزی. برای کنسرت اساتید هم گفتند، ولی چون از قبل برای یک مسافرت برنامه داشتیم، عذر خواستیم. شاید وقتی دیگر...

راستی، تو رو خدا امروز و فردا ماشین هایتان را در خانه گذاشته و با اتوبوس و مترو سفر درون شهری داشته باشید، آلودگی هوا بیداد می کند.

ولی به هر حال و به هر روی، این نیز بگذرد...

رضا کلانتری

نوزدهم آذر هشتاد و چهار