با درود. دیروز چهارشنبه، دهم دی ماه هشتاد و دو، از ساعت نه صبح خانه موسیقی آماده حضور موسیقی دانان و دوستداران موسیقی و دریافت کمک های این گروه بود. سایت موسیقی هنری ایران نیز با طراحی و چاپ پوستر از موسیقی دانان، و فروش آن ها در محل خانه موسیقی، توانست سهمی در این کار داشته باشد. از محل فروش این پوستر ها که به یادگار نزد دوستداران موسیقی قرار گرفت، مبلغی در حدود دویست و پنجاه تا سیصد هزار تومان جمع آوری گردید که تحویل خانه موسیقی شد. تعداد زیادی از علاقمندان اساتید موسیقی ایران نیز در محل حضور داشتند که قبل از ساعت نه صبح خود را به خانه موسیقی رساندند. شاید بتوان گفت که درصد بیشتری از حاضرین برای تهیه عکس و دریافت امضا از اساتید تشریف آورده بودند که در کار خود نیز موفق شدند. تا قبل از ساعت یک، آنچه بیشتر به چشم می خورد، نور فلاش های دوربین هایی بود که هیچکدام در وضعیتی مناسب قرار نداشتند و همچنین کاعذ های مچاله شده ای که بر روی آن ها تعداد زیادی امضا دیده می شد که دست به دست اساتید می گشت و مانند صاحبان شان سردرگم بود که چرا این جا و چرا حالا... آنچه در پس پرده بود، بم و کمک و ابراز همدردی بود. همگی خوشحال از دیدار با اساتید و اساتید نیز شوکه از آنچه اتفاق می افتد. تا جایی که آقای فاضل جمشیدی، لب به اعتراض گشودند و گفتند که وضعیتی که پیش آمده به هیچ وجه شایسته موسیقی نیست. دیدار با اساتید عنوان بهتری برای مراسم دیروز بود که تا ظهر ادامه داشت. پس از آن و وقتی که فیلم دوربین ها و کاغذ امضاها پر شدند، سالن کم کم خالی از جمعیت شد و دوستداران واقعی موسیقی پیدا شدند. این برنامه تا عصر ادامه داشت و می شود گفت مراسم از آن زمان شروع شد!. از میزان نهایی کمک خانه موسیقی به عزیزانمان در بم اطلاعی نداریم، ولی ای کاش ما هم از ساعت یک بعد از ظهر به بعد می رفتیم. دیروز را گذراندیم ولی صحنه های عجیبی که دیدیم هیچگاه از خاطرمان نمی رود. کیوان ساکت پس از خریداری پوستر و انداختن مبلغی در صندوق، آن را دوباره در جای قبلش برگرداندند تا فردی دیگر با خرید آن کمکی بیشتر برای بم جمع آوری گردد. کیوان ساکت پس از دیدن صحنه های دیروز صبح، نتوانست بیشتر از بیست دقیقه، تا نیم ساعت بماند و رفت. هوشنگ جاوید با دیدن وضعیت عجیب سالن، فقط یک ربع ماند و با ابراز تاسف خود از دیدن این رفتار حاضرین، نماند. استاد هوشنگ ظریف، را کمتر این گونه ناراحت دیده بودیم.

Click to View Full Poster

حسین علیزاده در چند نوبت با کسانی که برای گرفتن امضا می آمدند، باتندی برخورد کرد، و گفت که اینجا جای این کارها نیست، ولی مگر می شد گریخت؟ ولی ای کاش اساتید از آغاز مراسم در بین جمعیت حضور می داشتند و به صورت مستقیم با حاضرین برای دریافت کمک ها صحبت می کردند. در نهایت و پس از پایان گرفتن این اوضاع، همه دیدند که آنچه با جای مانده، دوربین های پر از عکس هایی که هیچکدام کادری درست ندارند!، کاغذهایی که هیچکدام دیگر جای خالی ندارند و خاطره ای که هیچگاه از ذهن نمی رود، به جای همدردی و ابراز تاسف برای حادثه بم... است. امیدواریم دیگر خانه موسیقی شاهد چنین اوضاعی نباشد.

تصاویری از دیروز خانه موسیقی به همراه پوستر اهدایی سایت

مدیر سایت

یازدهم دی ماه هشتاد و دو

پوستر اهدایی سایت